,...
اینجا چراغی روشنه؛

اینجا چراغی روشنه؛

هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه ای ترس تنهایی من اینجا چراغی روشنه . . . ماه بیگم خواجه جیرفتی سال ۱۳۲۳ عاشق پسر عموش میشه ولی بهم نمیرسن پسر عموش هم میره و دیگه برنمیگرده بعد از ۷۰ سال هنوز براش شعر میخونه و بیادشه . . […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۹/ارد/۱۳۹۷ بدون دیدگاه

ادامه...
جام شراب من؛

جام شراب من؛

راه امشب میبرد سویت مرا میکشد در بند گیسویت مرا گاه لیلا گاه مجنون میکند گرگ و میشِ چشم آهویت مرا من تو را بر شانه هایم میکشم یا تو میخوانی به گیسویت مرا زخم ها زد راه بر جانم ولی زخمِ عشق آورده تا کویت مرا خوب شد دردم […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۹/فرو/۱۳۹۷ ۱۸ دیدگاه

ادامه...
آرزو؛

آرزو؛

…wish . . . بعد از این یا گردبادم، یا در این صحرا غبارم     تا رَسَم در ره‏گذارت، یا رَسی در ره‏گــذارم… شکوه > مختآبآد . . . زیر دوش به کاشی های حموم خیره میشی غذاتو سرد می خوری ساعت ها به یه آهنگ تکراری گوش میدی و […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۳/فرو/۱۳۹۷ ۲۶ دیدگاه

ادامه...
خسته می شوم؛

خسته می شوم؛

. . . دلتنگی یعنی “پدر” نیست و من او را زندگی میکنم گاه خسته می شوم از هفتگی ماه هایم از شنبه گی روزهایم و از جمعه گی شب هایم . . . دلم از دنیا گرفته بابا کوهی؛ مشتاق دیدارت ۱۳۹۶/۱۲/۱۴ ۲۲:۲۸

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۳/اسف/۱۳۹۶ ۷ دیدگاه

ادامه...
ای جانِ جانِ جانَم؛

ای جانِ جانِ جانَم؛

یه نفس عطر تو بس > امید . . . چقدر خاطره از عشق > ویگن . . . دیگه حتی سایه ام هم کنار من راه نمیاد > مهدیان . . . امروز که محتاج تواَم > ابی . . . این روزها بدون تو > حجت اشرف زاده […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۱/اسف/۱۳۹۶ ۱۵ دیدگاه

ادامه...
آشوب جهان؛

آشوب جهان؛

مجنون نبودم مجنونم کردی – سیما بینا . . . . . . اگه تو مملکت کاره ای بودم؛ این زن را از تمام مایحتاج زندگی تا آخر عمرش بی نیاز می کردم… . . . . . . آشوب جهان و جنگِ دنیا به کنار بُحران ندیدن تورا، من […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۷/دی/۱۳۹۶ ۴۱ دیدگاه

ادامه...
ره کجاست؟!

ره کجاست؟!

من بر آن سرم که سر برآورم برون به من بگو که چون عاشقی به رفتن است بگو که ره کجاست گریزم از سکون بی تو خان آخرین چگونه بگذرد با تو دل مرا به شهر تازه میبرد روزی دگر در آتشی سالی دگر به خامشی بار دگر فرامشی آه […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۷/آذر/۱۳۹۶ ۳۲ دیدگاه

ادامه...
کرمانشآه؛

کرمانشآه؛

در پارک شاهد کرمانشاه یادبود و مجسمه‌ای از زنی بنام فرنگیس حیدرپور به چشم می‌خورد که در جریان جنگ تحمیلی با رشادت و شجاعت خود حماسه‌ای را آفرید که بر اثر آن به شیرزن ایران شهرت یافت. زمانی که با پدر و برادرش برای تهیه غذا قصد بازگشت به روستا […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۶/آبا/۱۳۹۶ ۲ دیدگاه

ادامه...
نهنگ تنها؛

نهنگ تنها؛

تنهاترین نهنگ دنیا، عنوانی بود که نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۴ به یک وال آبی داد. نهنگی که دانشمندان او را از سال ۱۹۹۲ تحت نظر داشتند تا بالاخره علت تنهایی‌اش را کشف کردند. نهنگ ۵۲ هرتزی، نامی بود که دانشمندان پس از ضبط صدایش برای او در نظر گرفتند. […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۲/آبا/۱۳۹۶ ۵ دیدگاه

ادامه...
حفاظت شده: بهشتــیـ…

حفاظت شده: بهشتــیـ…

هیچ چکیده‌ای موجود نیست زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۷/شهر/۱۳۹۶ برای نمایش یافتنِ دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.

ادامه...
از تو کجا گریزم؟!

از تو کجا گریزم؟!

مولوی » دیوان شمس » غزلیات ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۱/شهر/۱۳۹۶ بدون دیدگاه

ادامه...
سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست…؛

سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست…؛

ما دوتا ذرهء بنیادیِ عالم بودیم ما دوتا مادهء تاریک در آغوش مکان ما دو خورشید، دو منظومه شمسی بودیم ما دو تک یاخته ی مُرده در ابعاد زمان ما دوتا رود، در اندیشهءِ دریا نشدن ما دوتا زلف گره خردهء پاپیچ به هم اِنسداد دو رگ از قبل تپش […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۳۱/مرد/۱۳۹۶ بدون دیدگاه

ادامه...
شکایت؛

شکایت؛

زلف آن است که بی شانه دل از جا ببرد… . . . صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم… #استاد شهریار . . . خواب من وقرار من بی تو به سر نمی شود… #مولانا . . . مولانا […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۸/تیر/۱۳۹۶ ۹ دیدگاه

ادامه...
ماهُ سماع؛

ماهُ سماع؛

مولانا مراقبه ای راپایه گذاری کرد که برای هفتصد سال در میان جمعی از صوفیان ادامه دارد. این مراقبه نوعی رقص است. کودکان دوست دارند به دور خود بچرخند، هیچکس نپرسید که چرا در تمام دنیا ، بدون در نظر گرفتن نژاد و ملیت و مذهب ، تمام کودکان عاشق […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۰/خرد/۱۳۹۶ ۱۷ دیدگاه

ادامه...
عجب ماه بلندی تو؛

عجب ماه بلندی تو؛

عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی، عجب جانی عجب لطف بهاری تو، عجب میر شکاری تو دران غمزه چه داری تو؟ به زیر لب چه می‌خوانی؟ عجب حلوای قندی تو، امیر بی‌گزندی تو عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانی عجبتر […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۸/خرد/۱۳۹۶ ۵ دیدگاه

ادامه...
نقطه ی کور؛

نقطه ی کور؛

از من جدا مشو که تو ام نور دیده ای آرام جان و مونس قلب رمیده ای از دامن تو دست ندارند عاشقان پیراهن صبوری ایشان دریده ای دانلود > احسان خواجه امیری . . . هر کجا می روم تو سایه ای در کنار من با منی با منی […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۴/ارد/۱۳۹۶ ۶ دیدگاه

ادامه...
ای سَراپا هَمه خوبی؛

ای سَراپا هَمه خوبی؛

مرا گویی که رایی من چه دانم چنین مجنون چرایی من چه دانم منم در موج دریاهای عشقت مرا گویی کجایی من چه دانم . . . عذابست این جهان بی‌تو مبادا یک زمان بی‌تو… به جان تو که جان بی‌تو شکنجه‌ست و بلا بر ما! . . . ای […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۴/فرو/۱۳۹۶ ۱۱ دیدگاه

ادامه...
ای در دلم نشسته؛

ای در دلم نشسته؛

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۱/اسف/۱۳۹۵ ۳ دیدگاه

ادامه...
نقش تو؛

نقش تو؛

زندگی راه درازیست ، حریفش مرگ است عمر یک غصه و پایان ظریفش مرگ است زیستن پرسش سختیست که عمری با ماست پاسخ منطقی و نرم و لطیفش مرگ است این طرف رهگذری ، نام عزیزش انسان آن طرف همسفری ،اسم  شریفش مرگ است داغ یاران سفر کرده چه سنگین […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۴/اسف/۱۳۹۵ ۲ دیدگاه

ادامه...
غًم و شب و تًب؛

غًم و شب و تًب؛

باز امشب دل من غرقِ گله شد بی تاب و بی‌ رمق بی‌ حوصله شد دردا که دوری دردا! ای آرزوی فردا تو بیا تو بیا نداری خبر ز حالِ من نداری که دل‌ به جاده میسپاری سحر ندارد این شبِ تار از من دیگر اثری در آینه نیست پیدا […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۱/اسف/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
صفحه 1 از 912345...قبلی »