,...

ای در دلم نشسته؛

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم

ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم

ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم

وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم

ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو

وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم

دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته

جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم

گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را

از دل نه‌ای گسسته از تو کجا گریزم

مولانا

در تاريخ ۲۱/اسف/۱۳۹۵ ۳ دیدگاه برچسب ها : ،،

۳ ديدگاه

  1. اشارات نظر گفت:

    نشودفاش کسی آنچه میان من وتوست

    تا اشارات نظر,نامه رسان من وتوست

    گوش کن,بالب خاموش سخن میگویم

    پاسخم گو به نگاهی که زبان من وتوست

    روزگاری شدوکس مرد ره عشق ندید

    حالیا چشم جهانی نگران من وتوست

    گرچه درخلوت راز دل ما, کس نرسید

    همه جا زمزمه ی عشق نهان من وتوست

    ای بسا باغ بهاران که خزان من وتوست

    این همه قصه ی فردوس وتمنای بهشت

    گفت وگویی و خیالی زجهان من وتوست

    هرکجانامه ی عشق است نشان من وتوست

    سایه زآتشکده ی ماست فروغ مه ومهر

    وه این آتش روشن که به جان من وتوست

    http://www.sadsongdl.xyz/Full/Sh/Shakila/Zabane%20Negah/01%20Zabane%20Negah.mp3

    http://s5.picofile.com/file/8128119818/esharat2.jpg

دیدگاه خود را بیان کنید


:zaboon: :unlike: :tashvish: :taajob: :rezayat: :nishkhand: :narahat: :like: :labkhand: :khoonsard: :khejalat: :gol: :girl: :ghalb: :dast: :cheshmak: :boos: :bedrood: