,...

ای وای از این غوغای دل

ای نرگس پر خواب ربودی خوابم
وی لالهٔ سیراب ببردی آبم
ای سنبل پرتاب ز تو درتابم
ای گوهر کمیاب ترا کی یابم؟!…

با تو عتاب دارم

برای خواب معصومانه ی عشق
کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شب هنگام وحشت
کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایه بونی از ترانه
برای خواب ابریشم بسازیم
کمک کن با کلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن…
ایرج جنتی عطائی

*

*

*

آنقدر از مقابل چشمان تو رد شدم
تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم
منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
آنشب که از کنار تو آرام رد شدم
گم بودم از نگاه تمام ستارگان
تا اینکه با دو چشم سیاهت رسد شدم
شاید به حکم جاذبه شاید به جرم عشق
در عمق چشمهای تو حبس ابد شدم…
محمد سلمانی

*

*

*

هرچه کنی بکن مکن ترک من ای نگار من
هرچه زنی بزن مزن طعنه به روزگار من
گردل و دین من بشد در طلب وصال من
صبرو تحملی بده از پس انتظار من
نگار من نگار من ای مه شام تار من

عشق تو سرنوشت من خاک درت بهشت من
زآتش عشقت ای صنم در تب و تاب این دلم
ای تو قرار دل بیا در دل بیقرار من
مهرتو مشرق وفا بود من از فروغ تو
دل زده شوکران غم تلخ تو خوشگوار من
نگارمن نگارمن ای مه شام تار من
عشق تو سرنوشت من خاک درت بهشت من

دلم عجیب گرفته است

چشمانت‎، ارتش‎ هیتلر‎ است
‎ و‎
دلم”‎ لهستان‎ بی‎ دفاع…

۰۵:۱۴

دیدگاه خود را بیان کنید


:zaboon: :unlike: :tashvish: :taajob: :rezayat: :nishkhand: :narahat: :like: :labkhand: :khoonsard: :khejalat: :gol: :girl: :ghalb: :dast: :cheshmak: :boos: :bedrood: