,...

روزای روشن

روزای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ

روزهای خوبت بگو کجا رفت
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت

انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست

گونه ها خیسه دلا پاییزه
بارون قحطی از ابر می ریزه

همه عزادار سربه گریبون
مردها سر دار زن ها تو زندون

انگار که شبه هر روز هفته
از هر خونه ای عزیزی رفته

همه با هم قهر همه از هم دور
روزا مثل شب شبا سوت وکور

نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم کابوس می بینیم

از زمین دوریم از زمان جدا
حتی نمی اییم به یاد خدا

روزهای روشن خداحافظ
سرزمین من خداحافظ

نوبت می گیریم گیج وبی هدف
واسه مردنم باید رفت تو صف

روزها و شب ها اینجور می گذرن
هر جا که می خوان ما رو می برن

آخه تا به کی آروم بشینیم
حسرت بکشیم گریه ببینیم

ای زن تنها مرد آواره
وطن دل توست شده صد پاره

پاشو کاری کن فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش

مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد

حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد

رگ و ریشه هام سیاه شد تو تنم جوونه خشکید

اما این دل صبورم به غم زمونه خندید

آسمون مست جنونی

آسمون تشنه ی خونی

آسمون مست گناهی

آسمون که رو سیاهی

اگه زندگی عذابه یه حبابی روی آبه

من به گریه ها میخندم میگم این همش یه خوابه

..

.

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزل ها بمیرد

..

.

ارغوان

دیدگاه خود را بیان کنید


:zaboon: :unlike: :tashvish: :taajob: :rezayat: :nishkhand: :narahat: :like: :labkhand: :khoonsard: :khejalat: :gol: :girl: :ghalb: :dast: :cheshmak: :boos: :bedrood: