,...

صد هزار درمان

در گردش روز و شب شمس و قمرم بودی

هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی

وز هر طرفی رفتم تو راهبرم بودی

با هر که سخن گفتم پاسخ ز تو بشنیدم

بر هر که نظر کردم تو در نظرم بودی

هر شب که قمر تابید هر صبح که سر زد شمس

در گردش روز و شب شمس و قمرم بودی

در صبحدم عشرت همدوش تو میرفتم

در شامگه غربت بالین سرم بودی

در خنده من چون ناز٬ در کنج لبم خفتی

در گریه من چون اشک٬در چشم ترم بودی

چون طرح غزل کردم بیت الغزلم گشتی

چون عرض هنر کردم زیب هنرم بودی

آواز چو میخواندم سوز تو به سازم بود

پرواز چو میکردم تو بال و پرم بودی

هرگز دل من جز تو یار دگری نگزید

ور خواست که بگزیند یار دگرم بودی

« سرمد » به دیار خود از ره نرسیده گفت:

هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی

“صادق سرمد”

.

.

چنان دیوانه و بیهوش و مستم
که از مستی نمی دانم که هستم

تو پیمودی قدح     عذرم صحیح است
اگر می خوردم و ساغر شکستم

ز بام خود به دام خودفتادم
گر از قید خودی جستم برستم

ندارد قوت برخاستن پای
بده ای راه رو دستی به دستم

تو بگشا کز ره بی دانشی من
به دست خویش پای خویش بستم

“حاج میرزا حبیب خرسانی”

شاخه گل برنامه شماره ۲۰۷

با صدای گلپا

دانلود

.

.

بده ای راه رو دستی به دستم

.

.

دکلمه آذر پژوهش
نومید مشو امید میدار ای دل
در غیب عجایب است بسیار
گر جمله جهان قصد به جان تو کند
تو دامن دوست را به مگذار ای دل
رباعی از مولانا

.

دکلمه نورالدین ثابت ایمانی
زان دم که تو را به عشق بشناخته ام
بس نرد نهان که با تو من باخته ام
بخرام تو سرمست بخر گاه دلم
کز بهر تو این خانه بپرداخته ام
رباعی از مولانا

.

دکلمه آذر پژوهش
تا خواسته ام ز تو، تو را خواسته ام
از عشق تو خوان عشق آراسته ام
خوابی دیدم دوش و فراموشم شد
این می دانم که مست برخاسته ام
رباعی از مولانا

.

دکلمه نورالدین ثابت ایمانی
من عاشق روی تو نگارم چه کنم
وز چشم خوش تو شرمسارم چه کنم
هر لحظه یکی شور برآرم چه کنم
والله به خدا خبر ندارم چه کنم
رباعی از مولانا

.

دکلمه آذر پژوهش
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکی است
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکی است
این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکی است
غزل از عماد خراسانی

.

آواز علی اکیر گلپایگانی
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکی است
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکی است
این همه قصه ز غوغای گرفتاران است
ورنه از روز ازل دام یکی، دانه یکی است
گر زمن پرسی از آن لطف که من می دانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه یکی است
غزل از عماد خراسانی

عشق آتش بود و خانه خرابی دارد

دکلمه آذز پژوهش
عشق آتش بود و خانه خرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکی است
ادامه غزل عماد خراسانی

.

ادامه آواز گلپایگانی
ره هر کس به فسونی زده آن شوخ ار نه
گریه نیمه شب و خنده مستانه یکی است
پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکی است
حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکی است
غزل از عماد خراسانی

.

دکلمه نورالدین ثابت ایمانی
گفتم دل و دین بر سر کارت کردم
هر چیز که داشتم نثارت کردم

.

دکلمه آذر پژوهش
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی
این من بودم که بی قرارت کردم
رباعی منسوب به مولانا

.

دکلمه آذر پژوهش
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
رباعی از مولانا

.

دکلمه نورالدین ثابت ایمانی
بد می کنی و نیک طمع می داری
هم بد باشد سزای بد کرداری
با آن که خداوند کریم است و رحیم
گندم ندهد بار چو جو می کاری
رباعی از مولانا

.

شاخه گلی که نثار شد؛ شماره ۱۹۳ بود
که با شرکت آقایان گلپایگانی و حبیب الله بدیعی در استودیوی گلها تنظیم گردیده
اشعار از: مولانا و عماد خراسانی
آهنگ موزون: در مایه ی سه گاه از آقای بدیع زاده
گویندگان: آذر پژوهش و ثابت ایمانی

دانلود

والله به خدا خبر ندارم چه کنم

اشک من هویدا شد
دیده ام چو دریا شد
در میان اشک من
چهره ی تو پیدا شد…

۳/۲۳ – ۰۰:۵۰

دیدگاه خود را بیان کنید


:zaboon: :unlike: :tashvish: :taajob: :rezayat: :nishkhand: :narahat: :like: :labkhand: :khoonsard: :khejalat: :gol: :girl: :ghalb: :dast: :cheshmak: :boos: :bedrood: