,...

غًم و شب و تًب؛

باز امشب دل من غرقِ گله شد
بی تاب و بی‌ رمق بی‌ حوصله شد
دردا که دوری دردا!
ای آرزوی فردا تو بیا تو بیا
نداری خبر ز حالِ من نداری
که دل‌ به جاده میسپاری
سحر ندارد این شبِ تار

از من دیگر اثری در آینه نیست
پیدا کن تو مرا این فاصله چیست
ای معنی شعرِ ترِ من
پرواز جاری در پرِ من تو بیا تو بیا
سرگردانم بر سرِ کویت
شب می‌بارد از سرِ مویت
نداری خبر ز حالِ من نداری
که دل‌ به جاده میسپاری
سحر ندارد این شبِ تار

خبر زٍ حالم > چارتار

.

.

.

هر گوشه ای از شور آواز من پیدا می شود قصیده ی تو
نور باور پرواز تا به نا کجا تابیده شد به جان ز دیده تو
طلوع نگاه شروع شراب از مختصات نام توست
ایمان من در حلقه ی هندسه ی اندام توست
نامت از عزل شکفته بر لب نقره می زند رخ تو بر شب
کاش این ماجرا به سر نیاید شاهی بی گمان به مسند دل
نجوا می کنی امید ساحل کاش این ماجرا به سر نیاید
ببار ای ابر می آلود من مستانه ام کن
بسوز اندیشه را از بیخ و بن دیوانه ام کن
چو رودی بر روانم شو روان ای دولت شب
بکن تن را ز من من را زجان جانانه ام کن

دانلود هندسه > چارتار

.

.

.

با توام! پنجره هان رونق این خانه چه شد؟!
آن زن ِ دیوانه که رفت آن مردک دیوانه چه شد؟!
از مرد ِ شب آواره بگو بگو خورشید ِ شبش کجاست؟!
از تسبیخ ِ عاشقانه ها بگو دانه به دانه چه شد؟!
آه خواب آلودگی بی تو در چشم ِ عاشق نیاید
تنها ماندم کسی جز تو شاید نه شاید که آید
پیدا شو شعله کن جام ِ پروانه را عمر ِ دیوانه دیری نپاید
کجا میروی؟! کمی بمان عشق زمینم نزن از آسمان عشق
بیا به باران تکیه کن قدم قدم این پرسه را
بیا بگیر از چهره.ــَم غم و شب و تب هرسه را
مرا به طوفان داده ای خودت کجایی؟!

زن دیوانه > چارتار

دیدگاه خود را بیان کنید

شما باید وارد شوید تا بتوانید نظر دهید.