,...

مرا خاموش کن یا رب

باز دلم پرخونه امشب

چشم من گریونه امشب

اشکم از دیده روونه

نم نم بارونه امشب

دامن من شد دوباره

آسمون پر ستاره

زندگی در چشمم شبهای بی مهتاب را میمونه ، خواب را میمونه

بی تو ابر گریه بارم

بی تو شور ناله دارم

بی تو رنجور و پریشون

بی تو سرگردون و حیرون

بی تو همچون غریبی ، خسته و سر در گریبون

زندگی در چشمم شبهای بی مهتاب را میمونه ، خواب را میمونه

دانلود با صدای فرشته

.

شبـی کـه آواز نـی تــو شنیـدم          چــو آهـوی تشنـه پـی تـو دویـدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم         نشـانـه‌ای از نــی و نغمـه نـدیـدم

توای پــری کجایی؟         که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهـان         دری نمی‌گشایی

مـن همه جــا ، پی تـو گشته‌ام          از مــه و مهــر ، نشـان گــرفتـه‌ام

بـــوی تــــو را ، ز گـل شنیـده‌ام          دامـــن  گـــل  ، از  آن  گــرفتـه‌ام

دل مــن ، سـرگشتــه تــوسـت          نفســـم   ،   آغشتـــه تـــوســت

بـه بـاغ رؤیـاهـا ، چـوگلت بـویـم          در آب و آئینـه ، چـو مـهــت جـویم

در این شب یلدا ، ز پی‌ات پـویم          بـه خواب و بیداری ، سخنت گویم

مــه و ستـاره درد مـن می‌داننـد          که همچـو من پـی تـو سرگردانند

شبـی کنــار چشمـه پیـدا شــو          میـان اشـک مـن چــو گـل وا شــو

توای پــری کجایی؟         که رخ نمی‌نمایی

از آن بهشت پنهـان         دری نمی‌گشایی

دانلود با صدای قوامی

.

.

.

.

شانه هایت را بده...  چشمهایم...  گریه می خواهد

شانه هایت را بده…  چشمهایم…  گریه می خواهد

باز کن نغمه ی جانسوز آن ساز امشب
تا کنی عقده ی اشک از دل من باز امشب

ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

مرغ دل در قفس سینه ی من می نالد
بلبل ساز تو را دیده هم آواز امشب

 زیر هر پرده ی ساز تو هزاران راز است
بیم آن است که از پرده فتد راز امشب !

گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

گلبن نازی و در پای تو با دست نیاز
می کنم دامن مقصود پر از ناز امشب

گرد شوق چمن وصل تو ای مایه ی ناز
بلبل طبع مرا قافیه پرداز امشب

.

.

.

.

.

ساغرم شکست ای ساقی     رفته ام ز دست ای ساقی

در میان توفان
بر موج غم نشسته منم                         در زورق شکسته منم
ای ناخدای عالم

تا نام من رقم زده شد                    یکباره مهر غم زده شد
بر سرنوشت آدم

تو تشنه کامم کشتی             در ســــراب ناکـــامیهــــا

ای بلای نافرجامیها

 نبرده لب بر جامی

می کشم به دوش از حسرت       بار هستی و بد نامی ها

بر موج غم نشسته منم           در زورق شکسته منم  

ای ناخدای عالم

حکایت از چه کنم؟           شکایت از که کنم؟

که خود به دست خود آتش بر

دل  خون  شده نگران  زده ام

ساغرم شکست ای ساقی    رفته ام ز دست ای ساقی

گلهای رنگارنگ برنامه شماره۲۶۱

.

.
.
دوستان جان داده ام بهر دهانش بنگرید
دوستان، جان داده ام بهر دهانش، بنگرید…
.
توی قاب خیس این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غمگین می‌بینم،
چه سیاهه به تنش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم.

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!

نفس‌ام در نمی‌آد، جمعه‌ها سر نمی‌آد!
کاش می‌بستم چشامو، این ازم بر نمی‌آد!

عمر جمعه به هزار سال می‌رسه،
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه،
آدم از دست خودش خسته می‌شه،
با لبای بسته فریاد می‌کنه:

داره از ابر سیاه خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!
دانلود با صدای فرهاد

.

.

.

.

.

.

.

.

به حرفم گوش کن یا رب 

به دردم گوش کن یا رب

اگر بیهوده می گویم 

مرا خاموش کن یا رب

دیدگاه خود را بیان کنید


:zaboon: :unlike: :tashvish: :taajob: :rezayat: :nishkhand: :narahat: :like: :labkhand: :khoonsard: :khejalat: :gol: :girl: :ghalb: :dast: :cheshmak: :boos: :bedrood: