,...

کشتی شکستگانیم

دل
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
 دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
 
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
 
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
 
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
 
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را
 
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را
 
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
 
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
 
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
 
آیینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
 
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
 
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود
ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را
حافظ
گوش کن
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم
به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم
حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم
می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
هزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن
و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم
سعدی
بهترین چیز
.
.
.

آمده ام...
در تاريخ ۱۸/تیر/۱۳۹۲ بدون دیدگاه برچسب ها : ،،

دیدگاه خود را بیان کنید


:zaboon: :unlike: :tashvish: :taajob: :rezayat: :nishkhand: :narahat: :like: :labkhand: :khoonsard: :khejalat: :gol: :girl: :ghalb: :dast: :cheshmak: :boos: :bedrood: