,...

آرشیو برای دسته ی‘دو رکعت قصه’

حفاظت شده: بهشتــیـ…

حفاظت شده: بهشتــیـ…

هیچ چکیده‌ای موجود نیست زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۷/شهر/۱۳۹۶ برای نمایش یافتنِ دیدگاه‌ها رمز را بنویسید.

ادامه...
از تو کجا گریزم؟!

از تو کجا گریزم؟!

مولوی » دیوان شمس » غزلیات ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۱/شهر/۱۳۹۶ بدون دیدگاه

ادامه...
ماهُ سماع؛

ماهُ سماع؛

مولانا مراقبه ای راپایه گذاری کرد که برای هفتصد سال در میان جمعی از صوفیان ادامه دارد. این مراقبه نوعی رقص است. کودکان دوست دارند به دور خود بچرخند، هیچکس نپرسید که چرا در تمام دنیا ، بدون در نظر گرفتن نژاد و ملیت و مذهب ، تمام کودکان عاشق […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۰/خرد/۱۳۹۶ ۱۷ دیدگاه

ادامه...
عجب ماه بلندی تو؛

عجب ماه بلندی تو؛

عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی، عجب جانی عجب لطف بهاری تو، عجب میر شکاری تو دران غمزه چه داری تو؟ به زیر لب چه می‌خوانی؟ عجب حلوای قندی تو، امیر بی‌گزندی تو عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانی عجبتر […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۸/خرد/۱۳۹۶ ۵ دیدگاه

ادامه...
نقطه ی کور؛

نقطه ی کور؛

از من جدا مشو که تو ام نور دیده ای آرام جان و مونس قلب رمیده ای از دامن تو دست ندارند عاشقان پیراهن صبوری ایشان دریده ای دانلود > احسان خواجه امیری . . . هر کجا می روم تو سایه ای در کنار من با منی با منی […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۴/ارد/۱۳۹۶ ۵ دیدگاه

ادامه...
ای سَراپا هَمه خوبی؛

ای سَراپا هَمه خوبی؛

مرا گویی که رایی من چه دانم چنین مجنون چرایی من چه دانم منم در موج دریاهای عشقت مرا گویی کجایی من چه دانم . . . عذابست این جهان بی‌تو مبادا یک زمان بی‌تو… به جان تو که جان بی‌تو شکنجه‌ست و بلا بر ما! . . . ای […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۴/فرو/۱۳۹۶ ۹ دیدگاه

ادامه...
ای در دلم نشسته؛

ای در دلم نشسته؛

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۱/اسف/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
نقش تو؛

نقش تو؛

زندگی راه درازیست ، حریفش مرگ است عمر یک غصه و پایان ظریفش مرگ است زیستن پرسش سختیست که عمری با ماست پاسخ منطقی و نرم و لطیفش مرگ است این طرف رهگذری ، نام عزیزش انسان آن طرف همسفری ،اسم  شریفش مرگ است داغ یاران سفر کرده چه سنگین […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۴/اسف/۱۳۹۵ ۲ دیدگاه

ادامه...
تماشا کن؛

تماشا کن؛

شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو آبه شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه زمین دور تو می گرده زمان دست تو افتاده تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی شب از جایی شروع می […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۶/بهم/۱۳۹۵ ۲ دیدگاه

ادامه...
شاهِ دلم؛

شاهِ دلم؛

شاه دلم گدا مکش ، من شده ام گدای تو گر چه ستم کنی به من،جان و تنم فدای تو مهر تو از وجود من ، با غم دل نمی رود مهر منت به دل نشد ، هر چه کنم برای تو از همه کس گذر کنم ، از تو […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۵/بهم/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
قمر در عقرب؛

قمر در عقرب؛

 عقرب زلف کجت با قمر قرینه تا قمر درعقربه کار ما چنینه کیه کیه در می‌زنه من دلم می‌لرزه درو با لنگر می‌زنه من دلم می‌لرزه ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان از برم مرو ، خصم جان مشو ، تا فدای تو کنم جان نرگس […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۵/مرد/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
حالِ آشفته؛

حالِ آشفته؛

نام اثر:  یادگار دوست خواننده: شهرام ناظری آهنگساز و تنظیم برای ارکستر: کامبیز روشن روان اجرا: ارکستر سمفونیک گوینده: ای دوست ! قبولم کن و جانم بستان مستم کن و وز هر دو جهانم بستان با هرچه دلم قرار گیرد بی تو… آتش به من اندر زن و آنم بستان […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۷/دی/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
دل پر درد؛

دل پر درد؛

چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟ که ناگه دامن از من درکشیدی چه افتادت که از من برشکستی؟ چرا یکبارگی از من رمیدی؟ به هر تردامنی رخ می نمایی چرا از دیده من ناپدیدی؟ تو را گفتم که: مشنو گفت بد گوی علی رغم من مسکین شنیدی […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۱/دی/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
دور مشو؛

دور مشو؛

از من ای هستی من دور مشو می من ، مستی من ، دور مشو رشته ی عمر منی ، جان منی عشق من ، دین من ، ایمان منی تار و پود دل بیمار ، تویی خواب و بیداری و پندار توئی دل بریدم ز همه خلق جهان به […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۲/آذر/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
دَف میزنم

دَف میزنم

من عاشق روی توام کاینگونه بر دف میزنم میسوزم و بهر تسلای جگر دف میزنم دف میزنم در بند گیسوی توام زنجیری موی توام چون بر نمی آید زمن کاری دگر دف میزنم… دف میزنم . امشب منم مهمان تو دست من و دامان تو یا قفل در وا میکنی […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۵/آبا/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
The Passion of Rumi

The Passion of Rumi

مرا گویی که رایی من چه دانم، من چه دانم، من چه دانم چنین مجنون چرایی من چه دانم،من چه دانم،من چه دانم مرا گویی بدین زاری که هستی به عشقم چون برایی به عشقم چون برایی من چه دانم،من چه دانم،من چه دانم منم در موج دریاهای عشقت موج […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۷/آبا/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
صبح سپیدی

صبح سپیدی

به شام تیره ام صبح سپیدی طلوع تازه ای نور امیدی دانلود آهنگ زیبای فردا با صدای خواجه امیری . . . دلم از اون دلای ٬قدیمیه از اون دلاست که می خواد عاشق که شد ، پا روی دنیا بذاره پا روی دنیا بذاره تو دلت بوسه می خواد، […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۱/مهر/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
بگشای لب

بگشای لب

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهره مشعشع تابانم آرزوست بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو آن گفتنت که بیش […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۸/مهر/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
رای تو

رای تو

. . . . . مولوی » دیوان شمس » غزلیات دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد سر من مست جمالت دل من دام خیالت گهر دیده نثار کف دریای تو دارد ز تو هر هدیه که بردم به خیال […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۱/مهر/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
تو بخوان؛

تو بخوان؛

ارغوان؛ این چه رازیست که هر بار بهار، با عزای دل ما می آید؟! هوشنگ ابتهاج “سایه” ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز ؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آفتابی به سرم نیست […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۷/مهر/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
صفحه 1 از 41234