,...
ای سَراپا هَمه خوبی؛

ای سَراپا هَمه خوبی؛

مرا گویی که رایی من چه دانم چنین مجنون چرایی من چه دانم منم در موج دریاهای عشقت مرا گویی کجایی من چه دانم . . . عذابست این جهان بی‌تو مبادا یک زمان بی‌تو… به جان تو که جان بی‌تو شکنجه‌ست و بلا بر ما! . . . ای […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۴/فرو/۱۳۹۶ ۱۱ دیدگاه

ادامه...
ای در دلم نشسته؛

ای در دلم نشسته؛

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۱/اسف/۱۳۹۵ ۳ دیدگاه

ادامه...
نقش تو؛

نقش تو؛

زندگی راه درازیست ، حریفش مرگ است عمر یک غصه و پایان ظریفش مرگ است زیستن پرسش سختیست که عمری با ماست پاسخ منطقی و نرم و لطیفش مرگ است این طرف رهگذری ، نام عزیزش انسان آن طرف همسفری ،اسم  شریفش مرگ است داغ یاران سفر کرده چه سنگین […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۴/اسف/۱۳۹۵ ۲ دیدگاه

ادامه...
غًم و شب و تًب؛

غًم و شب و تًب؛

باز امشب دل من غرقِ گله شد بی تاب و بی‌ رمق بی‌ حوصله شد دردا که دوری دردا! ای آرزوی فردا تو بیا تو بیا نداری خبر ز حالِ من نداری که دل‌ به جاده میسپاری سحر ندارد این شبِ تار از من دیگر اثری در آینه نیست پیدا […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۱/اسف/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
تماشا کن؛

تماشا کن؛

شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو آبه شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه زمین دور تو می گرده زمان دست تو افتاده تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی شب از جایی شروع می […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۶/بهم/۱۳۹۵ ۲ دیدگاه

ادامه...
شاهِ دلم؛

شاهِ دلم؛

شاه دلم گدا مکش ، من شده ام گدای تو گر چه ستم کنی به من،جان و تنم فدای تو مهر تو از وجود من ، با غم دل نمی رود مهر منت به دل نشد ، هر چه کنم برای تو از همه کس گذر کنم ، از تو […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۵/بهم/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
روز تویی؛

روز تویی؛

نگاه کن به من رضا صادقی

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۹/بهم/۱۳۹۵ ۲ دیدگاه

ادامه...
بشنو امشب غم پنهانم؛

بشنو امشب غم پنهانم؛

گاهی بخند؛ علیزاده . . . امشب حال مرا تو نمی دانی تنها با گلها > مهستی . . . در این غریب آباد دوست من > مهستی

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۱/بهم/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
شب ها و کوکب ها؛

شب ها و کوکب ها؛

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی کیم من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۸/دی/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
در دو جهان؛

در دو جهان؛

در حسرت دیدار تو آنقدر خمارم آنقدر که شب تا به سحر،گاه شمارم ای دلبر دیوانه مَبَر،جور به کارم من در دو جهان غیر تو دلخواه ندارم دیوانه ای از بند خود آزادمو گه در غم و اندوهمو،گه شادمو چون بیدِ به رقص آمده در بادمو چشمان پریشان تو بُردست […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۹/دی/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
خطا که نکردم؛

خطا که نکردم؛

تو بمانی توبمانی که چو جانی در برم تو ندانی که ز عشق تو چه آمد بر سرم که ز عشق تو چه آمد بر سرم اگر چه جهانی شده مرا شده دشمن بمان تو برای شکسته دل من که چشم دل من شود زتو روشن که چشم دل من […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۴/دی/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
از من به من نزدیکتر؛

از من به من نزدیکتر؛

باور نکن تنهاییت را من در تو پنهانم تو در من از من به من نزدیکتر تو از تو به تو نزدیکتر من باور نکن تنهاییت را تا یک دل و یک درد داریم تا در عبور از کوچهء عشق بر دوش هم سر میگذاریم دل تاب تنهایی ندارد باور […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۷/آذر/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
فریاد؛

فریاد؛

مرحوم ابراهیم شریف‌زاده، یکی از مفاخر موسیقی خراسان، از بزرگان آواز فولکلور که غریبانه رخت سفر بست. . دانلود این پیرمردکه تواین خرابه زندگى میکردازبزرگترین موسیقیدانهاى مقامى ایران بودکه اندازهLeonard Cohenمعروف نبود. او دیروز مُرد… غَمَش در نهانخانه دل نشیند به نازی که لیلی به مَحمِل نشیند نوایی نوایی، نوایی […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۳/آبا/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
مستی بی اَمانِ تو؛

مستی بی اَمانِ تو؛

آتشی زکاروان جدا مانده      این نشان زکاروان بجا مانده یک جهان شراره تنها      مانده در میان صحرا  به درد خود سوزد      به سوز خود سازد سوزد از جفای دوران      فتنه و بلای توفان   فنای او خواهد      به سوی او […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۹/مهر/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
روز اَزَل؛

روز اَزَل؛

سلطان منی سلطان منی و اندر دل و جان ایمان منی در من بدمی من زنده شوم یک جان چه بود صد جان منی روز بزرگداشت مولانا گرامی باد جلال الدین محمد که با القاب خداوندگار مولانا مولوی در میان پارسی گویان و به نام رومی در میان اهالی مغرب […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۷/مهر/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
قَمَر اینجاست؛

قَمَر اینجاست؛

چه چیزی تو عمق چشاته که من یک نگاه تو رو به یه دنیا نمیدم که بعد از تماشای چشمای تو از زمین و زمان عاشقانه بریدم تو با کل رویای من اومدی تا تو ۳۰ سالگی باورم زیر و رو شه که زیبا ترین خط شعرای من از تماشای […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۳/شهر/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
هوای حوصله ابریست؛

هوای حوصله ابریست؛

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت         آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت                   جانم از آتش مهر جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع       دوش بر من ز مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۹/شهر/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
جُرم قشنگ؛

جُرم قشنگ؛

واژه ای در قفس است… . من پر از بال و پرم راه می بینم در ظلمت ، من پُراز فانوسم من پُر از نورم و شن و پُر از دار و درخت پُرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج پُرم از سایه برگی در […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۴/شهر/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
تکیه گآه؛

تکیه گآه؛

کسی نیست, بیا زندگی را بدزدیم, و آنوقت میان دو دیدار قسمت کنیم سهراب ـــــــــــــــــــ تو مرا می فهمی من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم و تو هم میدانی تا ابد […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۰/شهر/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
عالم خیال؛

عالم خیال؛

 دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست این چندمین شب است که خوابم نبرده است ؟ . . . . . . شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیالخواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۴/شهر/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...