,...
ای وای از این غوغای دل

ای وای از این غوغای دل

ای نرگس پر خواب ربودی خوابم وی لالهٔ سیراب ببردی آبم ای سنبل پرتاب ز تو درتابم ای گوهر کمیاب ترا کی یابم؟!… برای خواب معصومانه ی عشق کمک کن بستری از گل بسازیم برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم کمک کن سایه بونی […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۲/فرو/۱۳۹۳ بدون دیدگاه

ادامه...
من گوشه میخانه می مانم

من گوشه میخانه می مانم

اونا که تو زندگیشون قصه های خوب شنیدن تو قمار زندگانی همه جور بازی رو دیدن اونا که تو خلوت شب شعرای حافظ رو خوندن همه راه و رفتن اما بر سر دو راهی موندن *** بهشون بگین که اینجا یه نفر همیشه مسته یه نفر همیشه تنها سر این […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۹/فرو/۱۳۹۳ بدون دیدگاه

ادامه...
دلتنگی و انتظار

دلتنگی و انتظار

شب آغاز هجرت تو شب در خود شکستنم بود شب بی رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود * شب بی تو،شب بی من،شب دل مرده های تنها بود شب رفتن،شب مردن،شب دل کندن من از ما بود * واسه جشن دلتنگی ما گل گریه سبد سبد بود با […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۶/فرو/۱۳۹۳ بدون دیدگاه

ادامه...
تو رو قسم به عشقمون

تو رو قسم به عشقمون

بی تو ای روشن گر شب های من بوسه می زد ناله بر لب های من در غرور اشک من یاد تو بود در سکوت سینه فریاد تو بود مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت پرده های ساز آهنگ تو داشت *** تو شادی گذشتمی وقت سعید رفتنی توی حیاط […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۵/فرو/۱۳۹۳ بدون دیدگاه

ادامه...
بعد هر زمستونی معلومه که بهار نیست

بعد هر زمستونی معلومه که بهار نیست

دفتر خاطراتمو هر شب ورق میزنم اسم تو تو هر صفحشه میخونم و میشکنم خالکوبی کردم اسمتو روی تمام بدنم تا باورت شه اونی که هر لحظه یادته منم هرکی میپرسه حالمو میگم همه چیز عالیه هیچکی نمیدونه چقدر جای تو اینجا خالیه خالی یعنی بی تو بی تو یعنی […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۱/فرو/۱۳۹۳ بدون دیدگاه

ادامه...
ﺩﺭ ﺧﻤﻮﺷﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻫﺎﺳﺖ

ﺩﺭ ﺧﻤﻮﺷﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻫﺎﺳﺖ

ای بغض پنهان در گلو ٬ حرفی بزن چیزی بگو با اشک همراهی نما افشا کن اسرار مگو … دردیست، غیر مردن کان را دوا نباشد پس من چگونه گویم این درد را دوا کن؟!… مولانا . . . من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام، کنار تو… “شاملو” […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۶/اسف/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
تمامی عشقی در یک وجود…

تمامی عشقی در یک وجود…

زیبا، زیبا هوای حوصله ابری است، چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا! زیبا، زیبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد، از من مگیر چشم، دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد، یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۱/بهم/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
در ذرات هستی

در ذرات هستی

شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد مستی سرم آمد نور نظرم آمد چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد امروز به از دینه ای مونس دیرینه […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۸/مهر/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
شب نشینی

شب نشینی

شب به گلستان تنها، منتظرت بودم باده ناکامی در، هجر تو پیمودم منتظرت بودم، منتظرت بودم آن شب جان‌فرسا من، بی تو نیاسودم وه که شدم پیر از غم، آن شب و فرسودم منتظرت بودم، منتظرت بودم دانلود با صدای داریوش رفیعی . . . شبانگاهان تا حریم فلک چون […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۱/مهر/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
با تو

با تو

با تو این تن شکسته داره کم کم جون میگیر ه آخرین ذرات موندن   توی رگهام نمی میره با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من دیگه از مرگ نمی ترسم عاشق شهامتم من اگه روی حصیر بشینم اگه هیچ نداشته باشم با تو من مالک دنیام […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۵/شهر/۱۳۹۲ ۲ دیدگاه

ادامه...
کشتی شکستگانیم

کشتی شکستگانیم

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را  دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا   کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینیم دیدار آشنا را   ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا   در حلقه گل و مل […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۸/تیر/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
ماه و رخ ِ یار

ماه و رخ ِ یار

این روسری آشفته ی یک موی بلند است آشفتگی موی تو دیوانه کننده ست بالقوّه سپید است زن، اما زن این شعر موزون و مخیّل شده و قافیه مند است در فوج مدلهای مدرنیته هنوز او ابروش کمان دارد و گیسوش کمند است پرواز تماشایی موهای رهایش تصویرِ رهاکردن یک […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۴/خرد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
شوق لقای دلدار

شوق لقای دلدار

. . . شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد مستی سرم آمد نور نظرم آمد چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد امروز به از دینه […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۹/خرد/۱۳۹۲ ۲ دیدگاه

ادامه...
به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم

به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم

چنان مستم چنان مستم من امروز که از چنبر برون جستم من امروز چنان چیزی که در خاطر نیابد چنانستم چنانستم من امروز به جان با آسمان عشق رفتم به صورت گر در این پستم من امروز گرفتم گوش عقل و گفتم ای عقل برون رو کز تو وارستم من […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۷/خرد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
شب آرزوها

شب آرزوها

شب آرزوها سیـــر نمــــــی شود دلم ، هرچه نظر به تو کنم دور مشــــو ز منظـــــرم ، جز تو چه آرزو کنم روی تو را چو دیده ام ، بوی خوشت شنیده ام از همـــه دل بــریــده ام، جـــز تو چه آرزو کنم ای مــــه بــــا وفای من ، دلبـــر […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۶/ارد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
به پندار تو

به پندار تو

  به پندار تو جهانم زیباست جامه ام دیباست دیده ام بیناست زبانم گویاست قفسم طلاست معینی کرمانشاهی . . .  قصهٔ رنجور و رنجوری بخواند بعد از آن در پیش رنجورش نشاند رنگ روی و نبض و قاروره بدید هم علاماتش هم اسبابش شنید گفت هر دارو که ایشان […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۳/ارد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
گفت آتش بی سبب نه افروختم…

گفت آتش بی سبب نه افروختم…

با من صنما دل یک دله کن گر سر ننهم آنگه گله کن مجنون شده‌ام از بهر خدا زان زار تو مرا یک سلسله کن آخر تو شبی رحمی نکنی بر رنگ و رخ همچون زر من تو سرو و گل و من سایه تو من کشته تو تو حیدر […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۰/ارد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
از رگ گردن به من نزدیک تر

از رگ گردن به من نزدیک تر

  پیش از اینها فکر می کردم خدا خانه ای دارد میان ابرها   مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس خشتی از طلا   پایه های برجش از عاج وبلور بر سر تختی نشسته با غرور   ماه برق کوچکی از تاج او هر ستاره، پولکی از تاج […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۰/ارد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
عطر تو با منه

عطر تو با منه

با من قدم بزن حالا که بامنی حالا که بغضی ام حالا که سهممی با من قدم بزن میلرزه دست و پام بی تو کجا برم بی تو کجا بیام دست منو بگیر کنار من بشین من عاشق تو ام  حال منو ببین از دلهره نگو از خستگی پرم بی […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۶/ارد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...
روزگارا…

روزگارا…

وقتی که گل در نمیاد سواری اینور نمیاد کوه و بیابون چی چیه   وقتی که بارون نمیاد ابر زمستون نمیاد این همه ناودون چی چیه   حالا تو دست بی صدا دشنه ی ما شعر و غزل قصه ی مرگ عاطفه خوابای خوب بغل بغل   سقوط من در […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۳/ارد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...