,...
تا به کجا کِشَد مرا

تا به کجا کِشَد مرا

مولوی » دیوان شمس » غزلیات سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو به جان تو فتنه گر است نام تو پرشکر است دام تو باطرب است جام تو بانمک است نان تو مرده اگر ببیندت فهم کند که سرخوشی چند […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۷/خرد/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...
آرام جان من کو؟!

آرام جان من کو؟!

. . . انوری » دیوان اشعار » غزلیات ای مردمان بگویید آرام جان من کو راحت‌فزای هرکس محنت‌رسان من کو نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس گه گه به ناز گویم سرو روان من کو در بوستان شادی هرکس به چیدن گل آن گل که نشکفیدست در بوستان […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۸/اسف/۱۳۹۳ بدون دیدگاه

ادامه...