,...
عجب ماه بلندی تو؛

عجب ماه بلندی تو؛

عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی، عجب جانی عجب لطف بهاری تو، عجب میر شکاری تو دران غمزه چه داری تو؟ به زیر لب چه می‌خوانی؟ عجب حلوای قندی تو، امیر بی‌گزندی تو عجب ماه بلندی تو، که گردون را بگردانی عجبتر […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۰۸/خرد/۱۳۹۶ ۵ دیدگاه

ادامه...
جُرم قشنگ؛

جُرم قشنگ؛

واژه ای در قفس است… . من پر از بال و پرم راه می بینم در ظلمت ، من پُراز فانوسم من پُر از نورم و شن و پُر از دار و درخت پُرم از راه ، از پل ، از رود ، از موج پُرم از سایه برگی در […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۵/شهر/۱۳۹۵ بدون دیدگاه

ادامه...
به تو می اندیشم

به تو می اندیشم

همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب؟ چیست در همهمه دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال؟ چیست در خلوت خاموش کبوترها؟ چیست در کوشش بی حاصل موج؟ چیست در خنده جام که تو […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۴/آبا/۱۳۹۴ بدون دیدگاه

ادامه...