,...
به پندار تو

به پندار تو

  به پندار تو جهانم زیباست جامه ام دیباست دیده ام بیناست زبانم گویاست قفسم طلاست معینی کرمانشاهی . . .  قصهٔ رنجور و رنجوری بخواند بعد از آن در پیش رنجورش نشاند رنگ روی و نبض و قاروره بدید هم علاماتش هم اسبابش شنید گفت هر دارو که ایشان […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۲۳/ارد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه

ادامه...