,...
یک نفس ای پیک سحری

یک نفس ای پیک سحری

یک نفس ای پیک سحری بر سر کویش کن گذری گو که ز هجرش، به فغانم، به فغانم ای که به عشقت زنده منم گفتی از عشقت دم نزنم من، نتوانم، نتوانم، نتوانم — من غرق گناهم، تو عذر گناهی روز و شبم را، تو چو مهری و چو ماهی […]

توسط ـمیمـ در تاريخ ۱۶/مرد/۱۳۹۳ بدون دیدگاه

ادامه...